الشيخ علي الكوراني العاملي ( مترجم : ژرفا )

22

نبرد جمل ( فارسى )

البته در اين شورا نبايد كسى كه در قتل عثمان شريك بوده ، راه يابد . - مقصودش على بود . - » ( شرح نهج‌البلاغه ، 9 / 316 ) هنگامى كه مردم با علي ( عليه السلام ) بيعت نمودند ، عبدالله بن عمر از بيعت سر باززد . على با وى گفتگو نمود كه بيعت كند ؛ اما او خوددارى نمود . روز دوم ، عبدالله به ديدار وى رفت و گفت : « من اندرزگوى تو هستم . هيچ يك از اينان به بيعت با تو راضى نيست . خوب است مصلحت دينت را رعايت كنى و خلافت را به شوراى مسلمانان واگذار نمايي . » علي ( عليه السلام ) فرمود : « واى بر تو ! آيا من به دنبال خلافت بودم ؟ مگر نشنيدى كه مردم چه كردند ؟ اى احمق ! از نزد من برخيز . تو را چه به اين گفتار ؟ » ( شرح نهج‌البلاغه ، 4 / 12 ) از اين جا روشن مي‌شود كه خواست همه قريش ، نابودى علي ( عليه السلام ) و دور كردنش از خلافت به صورت كامل بود . چرا سپاه عايشه با آن انبوهى و آمادگي ، شكست خورد ؟ « من به اينان دچار شدم : كسى كه مردم بيش از همه از وى فرمان مي‌بردند ، يعنى عايشه دختر ابوبكر ؛ شجاع‌ترين فرد يعنى زبير ؛ و دشمن‌ترين فرد با خودم يعنى طلحة بن عبيدالله . يعلى بن منيه نيز با دينارهاى فراوان ، اينان را بر ضد من يارى نمود . » ( كشف المحجه ، 173 ) او عايشه را چنين وصف مي‌كند كه مردم بيش از همه از وى فرمان مي‌بردند ؛ زيرا شخصيتى نيرومند داشت و بر مردم اثر مي‌نهاد و جامعه به وى بسيار رجوع مي‌نمود . گروهى از مردم با خلق و خوى مقدس شمردن و روايت كردن مناقب وى تربيت شده بودند . از اين رو ، مي‌بينيم كه با ششصد لشكر وارد بصره شد ؛ اما در كم‌تر از يك ماه ، آنان را به صدهزار تن رسانيد . نيز شيوه‌هايى همچون خطابه و مظلوم‌نمايى را به كار مي‌بست . مثلا نزد كعب بن سور ، سركرده اَزد ، گريست و او دعوتش را اجابت نمود . همچنين به سربازانش دوبرابر حقوق مي‌داد و به اين دليل ، جوانان بصره به سويش مي‌شتافتند . واقدى گزارش نموده كه عايشه گفت : « همراه ما نوجوانانى از قريش بودند كه دانش